ریحانهریحانه، تا این لحظه: 14 سال و 4 روز سن داره
علیهعلیه، تا این لحظه: 9 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره

ریحانه

شعر کودکیم از زبان کودکم

مامان - بابا: خانوم خانوما! ریحانه: بلی. مامان - بابا: مرغ ما اینجاست؟ ریحانه: دوتا!!! مامان - بابا: دختر نازم باید بگویی بلی! سری به تصدیق تکان میدهی و انگار با اکراه میگویی بلی! مامان - بابا: چندتا تخم کرده؟ ریحانه: دوتا (با خوشحالی که انگار بالاخره نوبت دوتای مورد علاقه ات رسیده)! مامان - بابا: تخماش کجاست؟ ریحانه: حنا (به تشدید نون. اصل شعر: دست حناست). مامان - بابا: حنا کجاست؟ با انگشتان کوچکت اشاره میکنی به خودت و میگویی: ایناش! (ایناهاش. چون گاه گداری حنا صدایت کرده ام) و اینجاست که ما را پر میکنی از شور زندگی. ممنونم بینظیرم که فرشته ی خانه مان شدی. ...
14 اسفند 1390

سرآغاز

اول دفتر به نام ایزد دانا صانع پروردگار حی توانا   اول سلاااااااااااااااام یه سلام پرانرژی و ادامه دار ...
30 بهمن 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ریحانه می باشد